قاجاریان
قاجار(قجر)، قاجاریه یا قاجاریان نام دودمانی است که از حدود سال ۱۱۷۴ تا ۱۳۰۴ بر ایران به مدت صد و سی سال فرمان راندند. بنیانگذار این سلسلهآقامحمدخان است. وی تهران را که دهکدهای بود، به عنوان پایتخت انتخاب کرد و آخرین پادشاه قاجار، احمدشاه است که در سال ۱۳۰۴ برکنار شد و رضاشاه پهلوی جای او را گرفت.[۵]
سردودمان قاجاریه مربوط به یکی از طایفههای ترک اغوز به نام ایل قاجار بود که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به ایران آمدند. آنان ابتدا در پیرامون ارمنستانساکن شدند. ایل قاجار به دلیل کمکهای بزرگی که به دربار صفوی مینمود، قدرت بیشتری یافت. شاه عباس بزرگ یک دسته از آنان را در استرآباد (گرگانامروزی) ساکن کرد.[نیازمند منبع]
اولین انسجام ایران به شکل امروزی در زمان قاجار روی داد و کشور مدرن ایران به صورت رسمی تشکیل شد.[۶] دوران قاجار مصادف بود با دوران استعمار و جهانگشایی امپراطوریهای مدرن. در این دوران ایران درگیر جنگهای متعددی شد و سالها مقابل روسها و انگلیسیها مقاومت کرد. با اینکه ایران در دوران قاجار بر خلاف کشورهای منطقه هرگز مستعمره نشد ولی بخشهایی از خاک خود را در این جنگها بهویژه با روسیه از دست داد.[۷]
خاندان قاجار از خاندانهای بزرگ ایران است. اعضای این خاندان از نوادگان پسری شاهزادگان قاجار هستند. پس از اجباری شدن نام خانوادگی و شناسنامه در دورهٔ رضاشاه، هرکدام از شاخههای این خانواده نامی انتخاب کردند که اغلب برگرفته از نام یا لقب شاهزادهای بود که نسب خود را به او میرساندند. اکنون بسیاری از نوادگان قاجار در ایران، جمهوری آذربایجان، اروپا و آمریکا زندگی میکنند.
پیشینه ایل قاجار[ویرایش]
سردودمان قاجاریه مربوط به یکی از طایفههای ترک اغوز در شمال شرق ایران به نام ایل قاجار بود که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به ایران آمدند. آنان ابتدا در پیرامون ارمنستان ساکن شدند که شاه عباس بزرگ یک دسته از آنان را در استرآباد (گرگان امروزی) ساکن کرد و حکومت قاجاریه نیز از قاجارهای استرآباد تشکیل یافتهاست. قبیله قاجار یکی از قبایل قزلباش بود که ارتش صفوی محسوب میشد.[۸]پس از حمله مغول به ایران و میانرودان، قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام و آناتولی کوچیدند.
هنگامی که تیمور گورکانی به این ناحیه تاخت، قبایل ترک بسیاری از جمله قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و قصد بازگرداندن آنها به آسیای میانه را داشت؛ ولی آنها به خواهش خواجه علی سیاهپوش - صوفی خانقاه صفوی - آزاد شدند که این موضوع باعث شیعه شدن آنان و ارادتشان به خاندان صفوی شد. پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند.[۹]
ایل قاجار ابتدا در شمال رود ارس ساکن بود و در آن زمان به دلیل کمکهای بزرگی که به دربار صفوی مینمود، قدرت بیشتری یافت و سپس شاه عباس یکمدستهای از آنان را به غرب استرآباد و دشت گرگان کوچاند تا به عنوان سدی در برابر حملات پیاپی قبایل ترکمن و ازبک عمل کنند. ایل قاجار در استرآباد به دو شاخه تقسیم شدند. شاخهً بالای رود گرگان به یوخاریباش (بالادستی) و شاخه پایین رود گرگان به اشاقهباش (پایین دستی) معروف شدند. حکومت قاجاریه از ایل اشاقهباش تشکیل یافت.[۱۰]
تلاش برای پادشاهی[ویرایش]
پس از یورش افغانها و فروپاشی حکومت صفویه، شاه تهماسب دوم - پادشاه آواره صفوی - پس از مدتی به مازندران گریخت و فتحعلیخان قاجار خدمت وی را پذیرفت. فتحعلی خان قاجار سردار سپاه تهماسب دوم شد و در حقیقت تهماسب بازیچهای در دست فتحعلی خان بود. اما با پیوستن نادر به سپاه تهماسب، فتحعلی خان مقام پیشینش را از دست داد و در مشهد به تحریک نادر کشته شد.
پس از فتحعلی خان، پسر دوازده سالهاش محمدحسن خان قاجار جای او را گرفت؛ ولی نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمدحسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت یوخاریباشها که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکم رانی منصوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و چندگانگی میان طوایف قاجار، نگران ناآرامیهای داخلی نگردد و اشاقهباشها زیر نظر حکومت ایشان گردند.
پس از مرگ نادر شاه در سال ۱۱۲۶ هجری خورشیدی، طایفه قاجارهای استرآباد به سردمداری محمدحسن خان در پی بهدست آوردن پادشاهی برآمدند. اما در نهایت از کریم خان زند شکست خوردند و محمدحسن خان به دست یکی از اعضای قبیله یوخاریباش کشته شد. فرزندان او از جمله آقامحمد خان و حسینقلی خان جهانسوز به عنوان گروگان در دربار زندیه نگهداری شدند. یک بار حسینقلی خان که از سوی کریم خان زند برای سرکوبی حاکم استرآباد فرستاده شده بود، در سمنان یاغی شد، ولی به دست زکی خان زند کشته شد.
پادشاهی قاجاریه[ویرایش]
پس از مرگ کریم خان، آقامحمدخان از شیراز فرار کرد و پس از جنگهای فراوان سلسله زندیه را نابود کرد و به پادشاهی رسید. آقامحمدخان موفق گردید دو قبیله اشاقهباش و یوخاریباش (به معنای ساکن ناحیه بالا رودخانه و ساکن ناحیه پایین رودخانه) را با هم متحد کند و نیروی نظامی خود را استحکام بخشد.
در زمان این دودمان حکومتهای استانی در مناطق گوناگون سرزمین ایران با جنگ یا مصالحه از میان رفتند و جای خود را به سامانهای فدرالی با تبعیت از دولت مرکزی دادند و «کشور» ایران به مفهوم مدرن برای اولین بار شکل گرفت. رنگها و ترتیب آنها در پرچم کنونی ایران از زمان این سلسله به یادگار ماندهاست.
همزمان با این سلسله، ایران با دنیای غرب آشنا گردید. اولین کارخانههای تولید انبوه، تولید الکتریسیته، چاپخانه، تلگراف، تلفن، چراغ برق، شهرسازی مدرن، راهسازی مدرن، خط آهن، سالن اپرا (که بعداً به سالن تعزیه تغییر کاربری داد)، مدارس فنی به روش مدرن (از جمله دارالفنون که به همت امیرکبیر بنیاد گردید)، و اعزام اولین گروهها از دانشجویان ایرانی به اروپا جهت تحصیل در شاخههای پزشکی و مهندسی در زمان این سلسله صورت پذیرفت.
بازسازی ارتش ایران با روش مشق و تجهیز آنها به جنگافزار نوین اروپایی نیز از زمان فتحعلیشاه قاجار - در قرارداد نظامی اش با ناپلئون امپراتور فرانسه - آغاز شد.
در زمان این سلسه و بعد از کشمکش بسیار بین شاهان قاجار و آزادی خواهان، جنبش مشروطه در ایران برپا شد و سرانجام ایران دارای مجلس (پارلمان) شد و بخشی از قدرت شاه به مجلس واگذار گردید.
سلسه قاجار با کودتای ۱۲۹۹ رضا خان قدرت را از دست داد. با انحلال سلسله قاجار توسط مجلس شورای ملی در ۹ آبان ۱۳۰۴، رضا خان با نام رضا شاه پهلویبر تخت شاهی نشست. وی پس از به سلطنت رسیدن بسیاری از وزرا و سفرای دولت قاجاریه را که غالباً از وابستگان خاندان قاجار بودند به استخدام درآورد که این ارتباط حرفهای تا پایان سلطنت محمدرضا پهلوی نیز ادامه یافت.
شاهان قاجار[ویرایش]
ترتیب | نگاره | نام | آغاز پادشاهی | پایان پادشاهی | مدت شاهی |
---|---|---|---|---|---|
۱. | ![]() |
آقامحمدخان | ۱۱۷۳ | ۱۱۷۶ | ۳ سال |
۲. | ![]() |
فتحعلی شاه | ۱۱۷۶ | ۱۲۱۳ | ۳۶ سال و ۸ ماه |
۳. | ![]() |
محمد شاه | ۱۲۱۳ | ۱۲۲۷ | ۱۴ سال |
۴. | ![]() |
ناصرالدین شاه | ۱۲۲۷ | ۱۲۷۵ | ۴۸ سال |
۵. | ![]() |
مظفرالدین شاه | ۱۲۷۵ | ۱۲۸۵ | ۱۰ سال |
۶. | ![]() |
محمدعلیشاه | ۱۲۸۵ | ۱۲۸۸ | ۳ سال |
۷. | ![]() |
احمد شاه | ۱۲۸۸ | ۱۳۰۴ | ۱۶ سال |
نمودار سالشمار پادشاهی شاهان قاجار[ویرایش]
اعداد سال خورشیدی را نشان میدهند:

(۱) آقامحمدخان ۱۱۷۳ تا ۱۱۷۶ (۲) فتحعلیشاه ۱۱۷۶ تا ۱۲۱۳ (۳) محمدشاه ۱۲۱۳ تا ۱۲۲۷ (۴) ناصرالدینشاه ۱۲۲۷ تا ۱۲۷۵ (۵) مظفرالدینشاه ۱۲۷۵ تا ۱۲۸۵ (۶)محمدعلیشاه ۱۲۸۵ تا ۱۲۸۸ (۷) احمدشاه ۱۲۸۸ تا ۱۳۰۴
شاهزادگان قاجار[ویرایش]
- حسام السلطنه
- سلطان مراد میرزا حسام السلطنه
- حبیبالله میرزا
- عباس میرزا نایب السلطنه
- عباس میرزا ملک آرا
- ایرج میرزا جلال الممالک
- کامران میرزا نایب السلطنه
- مسعود میرزا ظل السلطان
- محمد میرزا کاشف السلطنه
- عبدالحسین میرزا فرمانفرما
- عبدالمجید میرزا عین الدوله
- ملک منصور میرزا شعاع السلطنه
- ابوالفتح میرزا سالارالدوله
- فرهاد میرزا معتمدالدوله
انسجام ملی[ویرایش]
به علت مشکلات روی داده در دوره افشاریه و دوره زندیه سرزمین ایران دارای ناامنیهای داخلی (مانند ناامنیهای جادهای) بود و ارتباط با خارج از کشور از جنوب و شمال ایران کاهش یافته بود و زمانی که دولت قاجاریه به وجود آمد ایران از نظر اقتصادی و سیاسی در وضعیت بدی بهسر میبرد و اولین انسجام ایران به شکل امروزی مدیون آقا محمدخان قاجار است هرچند که در زمان پادشاهان بعدی قاجاریه بخشهایی از ایران جدا شدند ولی خاک اصلی به صورت یک دولت متحد از زمان آقا محمدخان قاجار به بعد شکل گرفت و از نظر مورخان آن دوره وی به عنوان قهرمان ایران شناخته میشد و با وجود آغاز جنگهای عقیدتی که از زمان وی آغاز شد ولی ایران از نظر جنگهای داخلی به ثبات نسبیای رسید.[۶]
جنگها[ویرایش]
مقاله اصلی: جنگهای ایران و روسیه در دوره قاجار
دوران قاجار مصادف بود با دوران استعمار و جهانگشایی امپراطوریهای مدرن. در این دوران ایران درگیر جنگهای متعددی شد و سالها مقابل روسها و انگلیسیها مقاومت کرد. با اینکه ایران در دوران قاجار بر خلاف کشورهای منطقه هرگز مستعمره نشد ولی بخشهایی از خاک خود را در این جنگها بهویژه با روسیه از دست داد. [۳]
دو جنگ بزرگ بین ایران و روسیه تزاری در زمان پادشاهی فتحعلیشاه قاجار روی داد. این جنگها با شکست ایران از روسیه پایان یافت و بخشهایی از ایران (قفقاز و ترکمنستان امروزی) به قلمرو امپراتوری روسیه پیوست. در این جنگها ایران و روسیه معاهده گلستان و معاهده ترکمنچای را امضا کردند.
دو جنگ بین ایران و امپراطوری بریتانیا که در صدد گسترش امپراطوری بود در زمان پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار روی داد. در این جنگها ایران و انگلیس معاهده پاریس را امضا کردند
قحطیهای بزرگ در ایران[ویرایش]
دوره قاجار به دلیل سو مدیریت و نبود عدالت و بهداشت شاهد دو قحطی بزرگ در تاریخ ایران بود. جمعیت ایران بر اثر این دو قحطی بزرگ تقریباً نصف شد.
قحطی بزرگ ۱۲۵۰–۱۲۴۹ هجری شمسی (۱۲۸۸–۱۲۸۷ هجری قمری) (۱۸۷۰ تا ۱۸۷۱ میلادی) باعث تلفات جانی فراوانی در ایران گردید. برطبق برآوردها حدود یک دهم جمعیت ایران در این سالها از گرسنگی مردند
قحطی بزرگ ۱۲۹۶–۱۲۹۸ هجری شمسی (۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی) قحطی بزرگی بود که تلفات جانی فراوانی را در ایران سبب شد در این قحطی علاوه بر بی کفایتی شاهان قاجار دولت انگلیس هم متهم به نسلکشی میباشد. از دیدگاه مجد در این قحطی نزدیک به ۴۰٪ (در برخی دیگر از منابع ۲۵ درصد) از جمعیت ایران به سبب گرسنگی و سوءتغذیه و بیماریهای ناشی از آن نابود شدند
انقلاب مشروطه[ویرایش]
از اوایل پادشاهی ناصرالدین شاه که ارتباط ایران با اروپا بیشتر شد و ایرانیان پی به سقوط تمدن بردند.
با کشته شدن ناصرالدین شاه و بازگشت روشنفکران از فرنگ زمینه تحول در ایران آغاز گردید. مردمی که در آغاز برای گرانی شورش کردند تبدیل به مردمی شدند که خواهان پایان یافتن استبداد وتاسیس عدالت خانه گشتند.
انقلاب مردم بالاخره در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ به پیروزی رسید و فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه امضا شد.
محمدعلی شاه مخالف مشروطه در صدد سرکوبی انقلاب بر آمد وبا حمله به مجلس انرا به توپ بست ومشروطه خواهان را کشت. اما مردم بزرگ ایران در تبریز گیلان وبختیاری شورش کردند و پیروز مندانه به تهران آمدند واستبداد را شکست دادند.
محمدعلی شاه از پادشاهی برکنار شد وشیخ فضل الله نوری که حامی استبداد بود اعدام شد.
فرهنگ[ویرایش]
عباس امانت معتقد است که دولت قاجاریه باوجود نقاط ضعف گوناگون، در نیمه اول قرن نوزدهم به عنوان پشتیبان و پرورندهٔ یک فرهنگ شاخص و قابل توجه در طول تاریخ ایران یگانه بود و قاجاریه در مقایسه با کشورهای دیگر دنیای اسلام در خاورمیانه از جمله مصر و حتی دولت عثمانی کارنامه روشن و جذابی دارد.[۶]
نقش خاندانها در فرهنگ قاجاریه[ویرایش]
تعدادی از خاندانهای ایران در دوره قاجاریه با توجه به تداوم اعتقادی و ثروتی که داشتند در نشر و نگهداری فرهنگی خاص کوشا بودند به عنوان مثال:
- خاندان قائم مقام فراهانی برای شعرا، نثرنویسان، نقاشان و معماران نقش پرورنده و ولینعمت داشت.
- خاندان معیرالممالک مخصوصاً دوستعلیخان نظامالدوله (نظامالدوله) در اواخر دوران فتحعلی شاه و اوائل دوره ناصرالدینشاه نقش عمدهای در پیدایش نوعی معماری که پیوندی بین معماری بومی و فرنگی بود داشت. تکیه دولت که یکی از شاهکارهای معماری دوره قاجاریه است از ابتکارات او بود.
- خاندان معیری در نگارش و پیدایش نقاشیهای هزار و یکشب صنیعالملک تأثیر بسیاری داشتند و رهی معیری، شاعر و ترانه سرای معاصر، از بازماندگان این خاندان هنری است. این خاندان همچنین در فرهنگ غذایی ایران نیز تأثیرات بسزایی داشتند و گوجهفرنگی را برای اولین بار در مزرعهای که محوطهٔ فرودگاه مهرآباد کنونی است پرورش دادند.
- نقاشان معرفی مانند کمالالملک و صنیعالملک به کمک خانواده غفاری کاشانی پرورش یافتند و فرخ غفاری از این خاندان هم نقش عمدهای در پیدایش جشن هنر و سینمای ایران پیش از انقلاب داشته است.
- از خانواده صبای کاشانی اسطورههای فرهنگی و ادبیای مانند ملکالشعرای بهار و ابوالحسن خان صبا رشد یافتند.
- خاندان هدایتالسطنه در ادبیات معاصر ایران تأثیر بسزایی داشتند از جمله رضاقلیخان هدایت مورخ که روایت ادبی ایران به صورتی که امروز میشناسیم از ابتکارات اوست و صادق هدایت در سده بیستم از همین خانواده برخاستهاند.
- از خانواده وصال شیرازی و خانواده فروغی افراد بزرگی از جمله محمدعلی ذکاءالملک، ادیب روشنفکر، روزنامه نگار و سیاستمدار و مؤسس فرهنگستان ایران نقش مهمی در شکل گیری دوره پهلوی دارد.
- خاندان پیرنیا در روایت تاریخی ایران تأثیر بسزایی داشتند و برای نخستین بار با کمک علیاکبر فراهانی ردیفهای موسیقی سنتی ایرانی را باز نوشتند و تدوین کردند.[۶]
اقتصاد[ویرایش]
واحد پول ایران در دوران قاجار «قِران» بود که از نقره ضرب میشد. هر قران بیست شاهی و هر شاهی پنجاه دینار ارزش داشت. یعنی هر قران برابر با هزار دینار بود. دو شاهی را صد دینار (صنار) و چهار شاهی راعباسی میگفتند. هر تومان نیز ده قران یا ده هزار دینار ارزش داشت. اصطلاح ریال در بعضی نقاط کشور رایج بود و به یک قران و پنج شاهی (۱٫۲۵ قران) گفته میشد. سکههای سیاه کمارزشی هم با نام پول و قاز رایج بودند. هر دو پول یک شاهی و هر پنج قاز یک شاهی ارزش داشت.[۱۱]
نقد قاجاریه[ویرایش]
اگر چه در دوران قاجار در بعد داخلی فساد و قحطی (کشته شدن مردم بر اثر گرسنگی )و خفقان وسرکوب و در بعد خارجی شکست ها در جنگ ها واز دست دادن بخش های زیادی از خاک ایران و اعطای امتیازات فراوان به دول خارجی حاکی از ضعف و فتور این خاندان در اداره حکومت ایران بود .
اما پس از سرنگونی قاجار ها و تغییر دیدگاه حکومت ٬پادشاهان جدید با استفاده از همان مردان قاجار در حفظ یکپارچگی ایران (مذاکرات قوام با شوروی برای پایان دادن به اشغال استان اذربایجان ) و ملی کردن نفت (به تصویب رساندن لایحه در مجلس و دفاع از حق حاکمیت ملی در دادگاه جهانی ) نشان دادن که چگونه ضعف و فتور پادشاه باعث ایجاد این همه خسران گردید .