نسل کشی رواندا
نسلکشی رواندا در سال 1994 به دنبال سقوط هواپیمای حامل «جونال هابیا ریمانا» رییس جمهور وقت رواندا در نزدیکی کیگالی پایتخت این کشور به وقوع پیوست.
قوم «هوتو» این عمل را به قوم توتسی نسبت داد. همین امر آغاز درگیریهای شدید میان این دو قوم شد که به کشتار حدود 800 هزار توتسی رواندایی و هوتوهای میانهرو در مدت 100 روز توسط هوتوهای تندرو منجر شد. سازمان ملل درابتدا از پذیرش این رویداد به عنوان نسلکشی خودداری کرد و در نتیجه به شدت مورد انتقاد رسانههای جمعی قرار گرفت. این واقعه منجر به بحثهایی برای تغییر در ساختار سازمان ملل به منظور برخورد سریع با نسلکشی شد.
دو قوم هوتو و توتسی تا قبل از رسیدن استعمار گران آلمانی همزیستی مسالمت امیزی داشتند. آلمانها در رواندا سیاستی را در پیش گرفتندکه اقلیت توتسی که نسبت به اکثریت هوتو ثروتمند تر، قد بلندتر بودند و پوست روشن تری داشتند، از امکانات بهتر زندگی و قدرت بیشتری برخوردار شدند.
این سیاست توسط بلژیکیها که سرپرستی مستعمره رواندا را بعد از جنگ جهانی اول بر عهده داشتند و مبلغان مسیحی کلیسای کاتولیک روم که از قرن نوزدهم در رواندا حضور داشتند ادامه پیدا کرد. و تا انجا بود که هوتو یا توتسی بودن در شناسنامه افراد ذکر میشد، و مثلاً یک هوتو ثروتمند میتوانست خود را به یک توتسی تغییر دهد تا احترام و امکانات بیشتری داشته باشد.
در واقع توتسیها که ملت درجه یک حساب میشدند عموما با هوتوها که درجه دو بودند، رفتار ارباب و رعیتی داشتند که همین منجر به نفرت عمیق هوتوها شد. از سال 1961 که رواندا استقلال خود را به دست اورد درگیر جنگ داخلی و تعدادی کشتار کوچک بود، ولی فاجعه سازمان یافته اصلی در سال 1994 اتفاق افتاد.
با آغاز نسل کشی سازمان یافته که 100 روز طول کشید، (800هزار نفر به آمار سازمان ملل) و یا (یک میلیون و 71 هزار تفر به آمار دولت رواندا) از قوم برتر توتسی و هوتوهای میآنه رو که از پیروی از دستورات هوتوهای تندرو ممانعت کرده بودند کشته شدند.
بیشتر قربانیان مردان، زنان، کودکان و نوزادانی بودند که توسط همسایهها، همکاران و دوستان سابق خود کشته میشدند، رادیو رواندا همزمان به طور مداوم هوتوها را تشویق به قتل عام توتسیها میکرد. روزانه ده هزار نفر و ساعتی 400 نفر و دقیقهای 7 نفر کشته میشدند، به طور مثال کلیسایی که هزار و پانصد نفر در ان پناه گرفته بودند با بولدزر خراب شد و همگی پناهندگان به آن کشته شدند. بعدها اسقف کلیسا به جرم همکاری در جنایت محاکمه شد. اکثر قربانیان با قمهها تکه تکه میشدند.
در حدود 250 تا 500 هزار زن و دختر توتسی در این مدت مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند. بسیاری از آنها از روی عمد توسط مردان +HIV مورد تجاوز قرار گرفتند. اکنون بسیاری از زنان زنده مانده از نسل کشی در کشور رواندا مبتلا به ایدز هستند.
این فاجعه در مقابل چشمان باز با پوشش کامل خبری دنیا و عملکرد بسیار هولناک سازمان ملل و بی تفاوتی جامعه جهانی به بهانه عدم مداخله در امور داخلی رواندا انجام شد، به طور مثال در ابتدای نسل کشی 1000 نیروی اروپایی برای تخلیه اتباع خارجی از رواندا به آنجا فرستاده شد که به سرعت کشور را ترک کردند و یا صلح بانان بلژیکی سازمان ملل مدرسهای را که 2000 توتسی به انان پناهندشده بودند بعد از رسیدن دستور عقب نشینی ترک کردند که منجر به قتل عام تمامی پناهندگان شد.
بعد از اتمام نسل کشی هزاران نفر از پناهندگان رواندایی که به کشورهای مجاور پناهنده شده بودند به دلیل شرایط بد و ابتلا به بیماریهای گوناگون مسری کشته شدند.
نسل کشی با شکست هوتوها از نیروهای نظامی گرداوری شده از توتسیها و سایر کشورهای افریقایی متوقف شد و بعدها دادگاهی برای محاکمه سران نسل کشی تشکیل شد. هم اکنون هزاران نفر از توتسیهای زنده مانده از نسل کشی سعی میکنند با 2 میلیون هوتوی شرکت کننده در کشتار، همزیستی مسالمت امیزی داشته باشند
حسنی مبارک
![]() حسنی مبارک | |
شناسنامه | |
---|---|
نام کامل | مُحَمَّد حُسنی سید مُبارَک |
زادروز | ۴ مه ۱۹۲۸ (۸۳ سال) |
زادگاه |
کفر المصیلحه، استان منوفیه ، ![]() |
همسر | سوزان مبارک |
فرزندان | علاء مبارک جمال مبارک |
دین | اسلام سنی |
اطلاعات سیاسی | |
تاریخ ریاست | از ۱۴ اکتبر ۱۹۸۱ تا ۱۱ فوریه ۲۰۱۱ |
ترتیب | چهارمین رئیس جمهور مصر |
پیش از |
محمد حسین طنطاوى (رئیس شورای عالی نیروهای مسلح) |
پس از | انور سادات |
جناح سیاسی | حزب دموکراتیک ملی |
پستهای دیگر |
معاون رئیسجمهور مصر فرمانده نیروی هوایی مصر |
امضا | ![]() |
مُحَمَّد حُسنی سید مُبارَک (زاده ۴ مه ۱۹۲۸) چهارمین رئیس جمهوریجمهوری عربی مصر بود.
تاریخچه
حسنی مبارک مثل بسیاری دیگر از مردم فقیر شهرستانها، به نیروهای مسلح مصر پیوست که یکی از معدود راههای او برای پیشرفت در جامعه مصر بود. در بیست سالگی از آکادمی نظامی مصر فارغالتحصیل شد.[۱]
در پایان جنگ یوم کیپور در اکتبر ۱۹۷۳، به خاطر موفقیت نیروهای تحت امرش در دفاع از مصر و نبرد با اسرائیل از وی به عنوان «قهرمان ملی» یاد میشد و به مقام فرماندهی نیروی هوایی مصر ارتقا یافت[۲] و پس از مدتی تا مقام «معاون رئیسجمهور مصر» بالا رفت. حسنی مبارک پس از ترور انور سادات در ۶ اکتبر ۱۹۸۱ به ریاست جمهوری رسید. او پیش از آغاز اعتراضات سراسری در مصر، یکی از قدرتمندترین حاکمان منطقه به شمار میرفت.
حسنی مبارک از تاریخ ۱۴ اکتبر ۱۹۸۱ که به مقام ریاستجمهوری مصر رسید، سه بار در انتخابات ریاستجمهوری، بدون این که رقیبی در برابرش باشد به پیروزی رسید. در سال ۲۰۰۵ میلادی، برای چهارمین دوره پیدرپی به ریاستجمهوری انتخاب شد.[۳] طبق قانون سال ۱۹۷۱ مصر، حسنی مبارک کنترل کشور را میبایست تا سپتامبر ۲۰۱۱ عهدهدار میبود، اما با توجه به شرایط دشوار کشورش، در تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۱۱ میلادی، از مقام ریاستجمهوری استعفا و قدرت را به «شورای عالی نیروهای مسلح مصر» واگذار کرد. [۴]
او در سال ۱۹۸۱ پس از ترور محمد انور سادات به ریاستجمهوری مصر رسید. وی در طول سی سال ریاست جمهوری خود، «حالت فوقالعاده» را که از زمانجنگ شش روزه برقرار شدهبود را حفظ کرد و سیاست خارجی انور سادات در رابطه با «صلح با اسرائیل» را ادامه داد.[۳]
در دوره زمامداری حسنی مبارک، آزادی مطبوعات در مصر از اکثر همسایگانش بیشتر بود. اقتصاد مصر توسعه یافت و با ایجاد تنوع در آن، سهم بخش خصوصی در تولید ناخالص داخلی از سهم بخش دولتی پیشیگرفت.[۵]
اعتراضات به ۳۰ سال زمامداری مبارک
در پی هفده روز اعتراضات سراسری در مصر، که عمدتا در میدان التحریر قاهرهبرپا شد در تاریخ ۱۰ فوریه ۲۰۱۱ گزارشهای متعدد حکایت از استعفای قریبالوقوع او داشت.[۶] اما در یک سخنرانی تلویزیونی، اعلام کرد در سمت خود باقی خواهد ماند تا شرایط را برای انتقال صلحآمیز قدرت را آماده کند و همچنین اصلاح ۶ اصل قانون اساسی و ابطال یک اصل آن را اعلام کرد.[۷] در تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۱۱ میلادی، یک روز پس از این مصاحبه، با بیانهای که از طرف معاونش عمر سلمیان منتشر شد، در هیجدهمین روز اعتراض عمومی مردم مصر با اشاره به شرایط دشوار کشورش، از ریاست جمهوری استعفا و قدرت را به ارتش واگذار کرد. [۸]
استعفا
حسنی مبارک در تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۱۱ (۲۲ بهمن ۱۳۸۹) از ریاستجمهوری مصر استعفا داد. حکومت را به «شورای عالی نیروهای مسلح مصر» به ریاست ارتشبد محمدحسین طنطاوی واگذار کرد و به شرمالشیخ در شبهجزیره سینا رفت.[۹]
در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۱۱ میلادی، دادستان عمومی مصر، حُسنی مبارک، رئیسجمهور پیشین مصر و خانواده او را ممنوعالخروج و اموال و داراییهای او و خانوادهاش را توقیف کرد.[۱۰]
محاکمه
اولین محاکمه
در تاریخ ۳ اوت ۲۰۱۱ میلادی (۱۲ مرداد ۱۳۹۰) اولین جلسه دادگاه وی و دو تن از فرزندانش در دادگاهی که در یک مرکز آموزش پلیس ایجاد شده بود، برگزار شد.
مبارک در حالی که روی برانکارد قرار داشت بوسیله آمبولانس به قفسی داخل دادگاه منتقل شد. قبل از شروع دادگاه عده ای از موافقان و مخالفان وی بشدت با هم درگیر شدند.
در دادگاه نزدیک به ۶۰۰ نفر حضور داشتند که از خانواده های قربانیان اعتراضات بودند. اتهام آنها کشتار معترضان و فساد مالی بود که هم خود و هم پسرانش آن را رد کردند.[۱۱]
دومین محاکمه
دومین جلسه رسیدگی به اتهامات مبارک و دو پسرش اعلاء و جمال در تاریخ ۱۵ اوت ۲۰۱۱ در حالی برگزار شد که باز هم وی در همان حالت روی برانکارد و در قفس دادگاه را سپری کرد.
اتهاماتی که در این جلسه مطرح شد مربوط به فساد مالی و دریافت رشوه بابت امضا قرارداد فروش نفت به اسرائیل بود که مبارک این اتهامات را نپذیرفت.
قاضی از زیاد بودن وکلا گلایه کرد و همچنین دستور داد از این پس جلسات دادگاه از تلویزیون پخش زنده نشود.دلیل این کار سهولت در امر برگزاری دادگاه ذکر شده است
منبع:golshn12