عبدالقادر الجزایری؛ الگوی مبارزان ضداستعمار
عبدالقادر الجزایری مشهورترین مبارز ضد استعمار در تاریخ الجزایر و آفریقای شمالی است. او با تکیه بر تعصب مذهبی و قومیتی مردم الجزایر، سالهای مدیدی با استعمارگران فرانسوی جنگید و سرانجام در سال ۱۸۴۶ تسلیم شد. او به الگوی مبارزاتی ملت الجزایر در قرن بیستم تبدیل شد که موفق شدند در سال ۱۹۶۲ به استقلال دست یابند.
**********************
عبدالقادر در ۶ سپتامبر ۱۸۰۸ در نزدیکی شهر معسکره متولد شد. او حتی پیش از آنکه به واسطهی درایت نظامیاش نام آور شود، در میان مردم به خردمندی و قدرت بدنی فراوان شهرت یافته بود. سادهزیستی در میان او و افرادش کاملاً معمول بود. او مردی دیندار و تحصیل کرده به شمار می رفت که معیارهای یک رهبر خوب در رفتارش جلوهگر شده بود.
الجزایر هنگام ورود استعمار
تا سال ۱۸۳۰ که نیروهای استعمارگر فرانسوی وارد خاک الجزایر شدند، این منطقه جزو ایالات تحتالحمایه امپراتوری عثمانی بود. فرماندار الجزایر توسط سربازان ترک ینیچری برگزیده می شد. این فرمانروایان از پشتیبانی کولوگلیسها (دو رگههای ترک و عرب) بهره مند بودند. همچنین بقیه قبایل عرب الجزایر ناچاراً به آنها خراج پرداخت می کردند. عاملی که موجب شد الجزایر عرب سالهای متمادی تحت سلطهی ترکهای عثمانی قرار داشته باشد، اشتراک مذهبی این دو گروه بود که نوعی وحدت میان آنها ایجاد می کرد.
با این حال در اوایل قرن ۱۹ قیامهای ضدحکومتی افزایش یافت؛ در نتیجه، کشور چندپاره گردید و در برابر هجوم فرانسه، آسیبپذیر شد.
قبایل غربی الجزایر کوشیدند تا به شهر وهران که در اواخر سال ۱۸۳۰ توسط فرانسویان اشغال شده بود، حمله کنند تا از این طریق، نوعی اتحادیه میان خویش تشکیل دهند و در مقابل پیشروی فرانسویان ایستادگی کنند. یکی از رهبران این اتحادیه، محیالدین صاحب زاویه (یکی از مدارس مذهبی شهر معسکره) بود که ماموریت یافت صفوف نیروهای فرانسوی را در شهرهای اوران و مستغانم در هم بشکند.
در نوامبر ۱۸۳۲ محیالدین پیر فرماندهی جنگ را به پسرش عبدالقادر سپرد که پیشتر آوازهی شجاعت وی در الجزایر همهگیر شده بود. امضای پیمان آتشبس با فرانسه در سال ۱۸۳۴، به عبدالقادر اجازه داد با آرامش خاطر بیشتر در جنگ با سایر قبایل الجزایر، شرکت جوید. او بی درنگ شهرهای ملیانه و المدیه را تسخیر کرد و ژنرال فرانسوی – کامیل ترزل – را شکست داد. عبدالقادر اینک رهبر واقعی ملت الجزایر بود که از خشونت فرانسویان به تنگ آمده بودند. عبدالقادر در سال ۱۸۳۷ به توافق سیاسی با دولت فرانسه دست یافت که به موجب آن، قلمرو او در شمال الجزایر گسترش می یافت و فرانسویان نیز قادر بودند تعدادی از بنادر شمالی کشور همچون قسطنطین را برای خویش نگه دارند.

امیر عبدالقادر
تاسیس کشوری جدید
عبدالقادر طی دو سال عملاً قلمرو جدیدی برای خود ایجاد کرده بود که پایتختش عمدتاً شهر معسکره و گاهی نیز قلعهی تاقدمت بود. او با برقراری مالیات عادلانه و تنبیه قبایل خیانتکار توانست محبوبیت فراوانی میان مردم کسب کند.
عبدالقادر بیشتر به یک دیکتاتور شباهت داشت تا کسی که با اطرافیانش مشورت کند. اما حس مذهبی الجزایریها، پشتیبان و حامی وی بود؛ مذهب عامل قدرتمندی که یک ملت را برای مبارزه با بیگانگان گرد آورده بود. برخلاف آنچه که ممکن است تصور شود، عبدالقادر یک مذهبی متعصب نبود. در بین سربازان او داوطلبان یهودی و مسیحی نیز وجود داشتند. عبدالقادر تلاش کرد تا نوعی سوادآموزی را بین مردم الجزایر گسترش دهد تا از این طریق، اندیشهی استقلال و آزادی را در میان آنها نهادینه سازد.
************************
در سال ۱۸۴۰ فرانسویان بر تعداد نیروهایشان در الجزایر افزودند. عبدالقادر این اقدام را نوعی اعلان جنگ قلمداد کرد و به طور ناگهانی به منطقه متیجه یورش برد. ژنرال بوجیو (Bugeaud) -فرمانده کل نیروهای فرانسه در الجزایر – توانست پارلمان را راضی سازد که با ارسال نیروهای بیشتر، در پی فتح کل الجزایر باشند. جنگ پیشِرو نزدیک به ۷ سال طول کشید. امیر عبدالقادر از جنگ مستقیم دوری گزید و تنها به حملات پراکنده اکتفا کرد اما حتی همین حملات کوچک، تلفات تکاندهنده بر ارتش او وارد آورد. ژنرال بوجیو سربازان فرانسوی را برای جنگ در صحرا آماده کرده و جدیدترین تسلیحات نظامی را در اختیارشان قرار داده بود.

ژنرال بوجیو
در ۱۸۴۱ عبدالقادر چند قلعهی کلیدی را به فرانسویان واگذار کرد و به صحرا پناه برد. او یکسال بعد کنترل شهر تلمسان (Tlemcen) را از دست داد و در نتیجه، ارتباط وی با متحدانش در مراکش کاملاً قطع شد.
شکست نهایی
در ژوئیه ۱۸۴۶ امیر عبدالقادر به سلطان مراکش پناهنده شد. سلطان که قبلاً با فرانسویان دربارهی تسلیم عبدالقادر توافق کرده بود، امیر را به نیروهای فرانسوی تحویل داد. فرمانده جدید نیروهای فرانسه در الجزایر – دوک آماله که پسر شاه فرانسه بود- به عبدالقادر اطمینان داد که محترمانه با او رفتار خواهد شد.
اما شاه فرانسه برخلاف وعده، عبدالقادر را در فرانسه زندانی کرد. در سال ۱۸۵۲ شاه جدید فرانسه – ناپلئون سوم– دستور داد عبدالقادر را به بورسا (در ترکیه) و سپس به دمشق تبعید نمایند.
درگذشت امیر
امیر عبدالقادر الجزایری سرانجام در ۲۶ مه ۱۸۸۳ در دمشق درگذشت. تقریباً هیچ کس از خبر فوت او خوشحال نشد. عبدالقادر مورد احترام ملت الجزایر و حتی فرانسویان بود. هیچ کدام از پیروان ادیان نسبت به او احساس تنفر نداشتند. امروزه ملت الجزایر امیر عبدالقادر را بزرگترین قهرمان ملی کشورشان می دانند.